|
|
 |
|
 |
دختر و پسري با سرعت 120 کيلومتر در ساعت سوار بر موتور ... _ دختر: آرومتر من مي ترسم! _ پسر: نه خوش مي گذره! _ دختر: نه نمي گذره ، خواهش مي کنم ، خيلي وحشتناکه!! _ پسر: پس بگو دوسم داري! _ دختر: باشه ، باشه ، دوستت دارم! ، حالا خواهش مي کنم آرومتر! _ پسر: حالا محکم بغلم کن ( دختر بغلش مي کنه ) _ پسر: مي توني کلاه ايمني منو برداري و بذاري سرت؟! اذيتم ميکنه! تيتر قسمت حوادث روزنامه هاي روز بعد: موتوري با دو سرنشين با سرعت 120 کيلومتر در ساعت به ساختماني در خيابان مهر برخورد کرد! اين موتور دو سرنشين داشت که تنها يکي از آنها نجات پيدا کرد. از گفته تنها نجات يافته اين حادثه چنين به نظر مي رسد که: پسري که سوار موتور بوده متوجه مي شود ترمز موتور بريده اما نخواسته دختر بفهمد ، در عوض خواسته که يک بار ديگر بشنود که دوست دخترش دوستش دارد : « براي آخرين بار! »
تاريخ نشان داده که پسرها براي نشان دادن علاقه خود به دختر خانمها حتي از جان نيز مي گذرند ولي تجربه ثابت کرده که دخترها نه تنها قدرت لازم را جهت درک اين علاقه و دوست داشتن ندارند بلکه همچون تعويض لباس به تغيير گزينه هاي انتخابي خود مي پردازند. در واقع در دنياي عشق و دوستي تنها اين دختران هستند که تاجر واقعي مي باشند.ختم کلام اينکه براي قضاوت در ميزان علاقمندي يک دختر به يک پسر گذشت زمان بهترين قاضي و راهنماست .يادمان باشد که در دنياي عشق و دوست داشتن هميشه بازنده اصلي پسرها هستند چه به خواسته خود برسند و چه نرسند!! |
|
موضوع:
نويسنده: محمد_محسن_حامد
|
 |
|
 |
|
|